تبلیغات
بیداری مهدوی - شریعتی آری یا نه
بیداری مهدوی
بیداری مهدوی با شور و شعور و شعار حسینی
شنبه 13 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : احمد محقق
حامد الگار استاد دانشگاه برکلی کالیفرنیا می گوید: یک بار آیت ا... خمینی با اشراف خاص خویش در جواب یکی از دوستان من که به دیدار ایشان در نجف رفته بود تا مشخصا در مورد نفوذ اندیشه و تاثیر کار دکتر شریعتی در ایران سوال کند پاسخ جالبی داده بودند .

می پرسد : آیا فکر نمی کنید کار مرحوم شریعتی نیز در انقلاب ایران تاثیر عظیمی داشته است ؟

ایشان پاسخ می دهند :
تعالیم شریعتی برخی بحث ها و اختلافات را در میان علما برانگیخت ، ولی در عین حال نقش بزرگی در هدایت جوانان و روشنفکران به سوی اسلام ایفا کرد. پیروان شریعتی باید از آنچه دکتر شریعتی عرضه داشته فراتر روند ، و در اسلام سنتی نیز تحقیق کنند، و به همین ترتیب پیروان علمای سنتی نیز باید این حقیقت را دریابند که آنچه علما مطرح کرده اند کلام آخر نیست ، پس نیاز به مرور و ارزیابی دقیق مباحثی که دکتر شریعتی مطرح کرده است ، احساس می شود .

حجه الاسلام دعایی هم از امام خمینی نقل می کنند که فرمودند : من از سه جهت متاسف هستم:
یکی عدم توفیقی که این مرد در جمع بین قشر جوان و قشر مذهبی سنتی داشته ، ای کاش تمام نیروی خود را مصروف قشر جوان و تحصیلکرده نمی کرد و با یک درک واقع بینانه تری از مسائل مذهبی و اجتماعی ، تبلیغاتش را برای جمع این دو قشر جوان و سنتی دنبال میکرد .

 و
دوم تاسف بردند از برخوردها و درگیری های تعصب آمیز که باعث شد خدمتش به نسل دانشگاهی توفیق کمتری داشته باشد.

 و سوم تاسف خوردند از کوتاه بودن عمر این مرد که اگر حیاتش طولانی بود ، با تجربه گذشته اش می توانست راهش را بهتر ادامه دهد .

شهید آقا مصطفی خمینی پس از مرگ شریعتی می گوید: ساواک لیستی از 56 نفر تهیه کرده که باید هم چون شریعتی مرموزانه کشته شوند،"من و پدرم" جزء آن لیست هستیم.

دکتر شریعتی از منظر آیت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی

به نظر من شریعتی برخلاف آنچه که همگان تصور می کنند یک چهره همچنان مظلوم است! و این به دلیل طرفداران و مخالفان اوست. یعنی از شگفتی های زمان و شاید از شگفتی های شریعتی این است که هم طرفدارانش و هم مخالفانش نوعی همدستی با هم کرده اند تا این انسان دردمند و پرشور را ناشناخته نگه دارند و این ظلمی به اوست . مخالفان او به اشتباهات دکتر شریعتی تمسک می کنند و این موجب می شود که نقاط مثبتی که در او بود را نبینند. بی گمان شریعتی اشتباهاتی داشت و من هرگز ادعا نمیکنم که این اشتباهات کوچک بود اما ادعا می کنم که در کنار آنچه که ما اشتباهات شریعتی میتوانیم نام بگذاریم چهره شریعتی از برجستگی ها و زیبائی هائی هم برخوردار بود . پس ظلم است اگر به خاطر اشتباهات او برجستگی های او را نبینیم. من فراموش نمی کنم که در اوج مبارزات که می توان گفت که مراحل پایانی قال و قیلهای مربوط به شریعتی محسوب می شد امام در ضمن صحبتی (در مراسم چهلم فرزندش) بدون اینکه نام از کسی ببرند اشاره ای کردند به وضع شریعتی و مخالفت هائی که در اطراف او هست نوار این سخن همان وقت از نجف آمد و در فرونشاندن آتش اختلافات موثر بود. در آنجا امام بدون آنکه اسم شریعتی را بیاورند این جور بیان کرده بودند: 

" گله من از آقایان علما این است که کسانی که الان برای اسلام کاری می کنند، قلم به دست گرفته اند و از شیعه ترویج می کنند، مسایل اسلام را، مسایل دینی رامورد بحث قرار می دهند، می نویسند و منتشر می کنند، این ها از خودشان طرد نکنند. در زمانی که همه قلم ها و همه ی تبلیغات ضد ما است، در زمانی که دست هامان بسته است و کاری از ما ساخته نیست، در این زمان ما هر فردی را لازم داریم. فرض کنید خطایی هم کردند، چهارتا غلط هم دارند، شما که عالم اید، خطاها و غلط ها را رفع کنید، طرد نکنید، بیرون نکنید، شما این دانشگاهی ها را ار خودتان دور نکنید..." 

اما ظلم طرفداران دکتر به او کمتر از ظلم مخالفانش نبود بلکه حتی کوبنده تر و شدیدتر هم بود. طرفداران او به جای آنکه نقاط مثبت شریعتی را مطرح کنند و آنها را تبیین کنند در مقابل مخالفان صف آرائی کردند و در اظهاراتی  نسبت به شریعتی سعی کردند او را یک موجود مطلق جلوه بدهند. سعی کردند حتی کوچکترین اشتباهی را از او نپذیرند .سعی کردند هرگونه اختلافی را که با روحانیون یا با متفکران بنیانی و فلسفی اسلام دارند در پوشش حمایت و دفاع از دکتر بیان کنند. در حقیقت شریعتی را سنگری کردند برای کوبیدن روحانیت و یا کلا متفکران اندیشه ی بنیانی و فلسفی اسلام. خود این منش و موضع گیری کافی است که عکس العمل ها را در مقابل شریعتی شدیدتر و تندتر کند و مخالفان او را در مخالفت حریص تر کند.

بنابراین من امروز می بینم کسانی که به نام شریعتی و به عنوان دفاع از او درباره شریعتی حرف میزنند کمک می کنند تا شریعتی را هر چه بیشتر منزوی کنند. متاسفانه به نام رساندن اندیشه های یا به نام نشر آثار او یا به عنوان پی گیری خط و راه او فجایعی در کشور ما صورت می گیرد فراموش نکرده ایم که یک مشت قاتل و تروریست به نام " فرقانی "ها خودشان را دنباله رو خط شریعتی می دانستند .

آیا شریعتی به راستی کسی بود که طرفدار ترور شخصیت عظیمی مثل شهید مطهری باشد؟ او که خود را همواره علاقمند به مرحوم مطهری و بلکه مرید او معرفی می کرد. من خودم این مطلب را از او شنیدم. مخالفان را می شود با تبیین و توضیح روشن کرد. می شود با بیان برجستگی های شریعتی اگر در میان مخالفان معاندی وجود دارد او را منزوی کرد. اما این گونه موافقان را به هیچ وسیله ای نمی شود از جان شریعتی و از سر شریعتی دور کرد. بنابراین من معتقدم چهره شریعتی در میان این موافقان و این مخالفان چهره مظلومی است و اگر من بتوانم در این باره یک رفع ظلمی بکنم به مقتضای دوستی و برادری دیرینه ای که با او داشتم حتما ابائی ندارم.

در سال ۱۳۳۹ در مشهد در یک مجمعی از طلاب و فضلای مشهد من درس تفسیر می گفتم، همان اوقاتی بود که تازه زمزمه هائی علیه دکتر بلند شده بود و گفته می شد که دکتر شریعتی راجع به افکار شیعی کم عقیده است . یا بی عقیده است یا نسبت به روحانیت علاقه ای ندارد و ازاین قبیل  تعبیرات . جلسه ای داشتیم همان روز با دکتر شریعتی! من برای او نقل کردم که من در جلسه درسمان این مطلب را بیان کردم با علاقه فراوانی گوش می داد. برایش گفتم ـ گفتم بله یکی اینکه نفی روحانیت به کلی که گفت این غلط است ! دوم اثبات همین روحانیت موجود به کلی که هیچ تغییری در او وارد نکنیم .این هم که غلط است .سوم اینکه تبدیل کنیم روحانیت را باز به کلی یعنی این روحانیت را کلا برداریم یک روحانیت دیگر جای او بگذاریم با شرایط لازم .

تا این شق سوم را گفتم شریعتی ناگهان گفت :اوه ! اوه ! این از همه بدتر است! توجه می کنید گفت این از همه بدتر است. از همه خطرناکتر است از همه استعماری تر است و رسیدیم به نظر چهارم که آن  اصلاح روحانیت موجود بود. گفت بله این نظر خوبی است. شریعتی برخلاف آنچه گفته می شود درباره او و هنوز هم عده ای خیال می کنند  ـ نه فقط ضد روحانی نبود بلکه عمیقا مومن و معتقد به رسالت روحانیت بود. او می گفت: روحانیت یک ضرورت است. یک نهاد اصیل و عمیق و غیر قابل خدشه است، و اگر کسی با او مخالفت کند، به یقین از یک آبشخور استعماری تغذیه می شود. این ها اعتقادات او بود. این از چیزهائی بود که جزء معارف قطعی شریعتی بود. اما در مورد روحانیت تصورش این بود که که روحانیون به رسالتی که روحانیت بر دوش دارد به طور کامل عمل نمی کنند .

علی شریعتی مزینانی، مشهور به دکتر علی شریعتی (۲ آذر ۱۳۱۲، روستای کاهک، سبزوار – ۲۹ خرداد ۱۳۵۶، ساوت‌همپتون، انگلیس) نویسنده، جامعه‌شناس، تاریخ‌شناس پژوهشگر دینی اهل ایران، از مبارزان و فعالان مذهبی و سیاسی و از نظریه‌پردازان انقلاب اسلامی ایران بود، که در سن چهل و چهارسالگی به‌صورت مشکوکی در انگلستان درگذشت، و هم‌اکنون آرامگاه وی در مکانی نزد مقبره حضرت زینب کبری در دمشق سوریه است.

شریعتی علاوه بر شهرت زیادش برای سهم داشتن در انقلاب ایران، دلیل دیگر شهرتش کارنامه فعالیت‌های اوست که برای احیای مذهب و سنت در جامعه و بیدادگری نسبت به سلطنت وقت داشته است. شریعتی را در ادبیات معاصر معلم شهید می‌نامند. و از زمان انقلاب تاکنون یادبودهای زیادی به یاد او بر‌گزار و اجرا کرده‌اند. و از آن زمان نقدها و تجلیل‌های زیادی پیرامون آثار، آراء و تاثیراتی که او بر چند دههٔ معاصر ایران گذاشته وجود دارد.




پسر حضرت علامه شهید مطهری (دکتر علی مطهری) می گوید: روزی در منزل از پدرم پرسیدم نظر امام خمینی در مورد دکتر شریعتی چیست ؟ فرمودند : نظر امام از نظر من تند تر است .

(سیری در زندگانی شهید مطهری، ص 230)

ز ویژگی های حضرت امام این بود که به عنوان رهبر مبارز می بایست همه نیروهایی که به نحوی می توانستند در ساقط کردن رژیم گذشته نقشی داشته باشند را به کار بگیرند و نگذارند از این جهت اختلافی بوجود بیاید و هر نوع حرکت دیگری که با این هدف سازگار نبود، آن را تأیید نمی کردند. در آن وقت، تمام توجه ایشان متمرکز در این جهت بود. با این که گهگاهی از طرف مرحوم مطهری یا به وسیله نامه یا حضوراً مطالبی بیان شده بود، اما ایشان عملاً در سطح جامعه چیزی ابراز نمی کردند.

بله ! شنیدم (حضرت امام) نامه ای به آقای مطهری نوشته بودند که شخص معهود را که شریعتی باشد یا اصلاحش کنید یا بیرونش. ولی صلاح نمی دانستند خودشان در سطح عموم چیزی را مطرح کنند که باعث کندی حرکت مبارزه شود، چون شاید اکثر کسانی که در مبارزه شرکت داشتند به نحوی متأثر از افکار شریعتی بودند و اگر می خواستند کلیه اینها را کنار بزنند، علی می ماند و حوضش.

متأسفانه بعد از انقلاب هم با اینکه مطالب نسبتاً صریحی از حضرت امام شنیده شد، باز هم کسانی بر مشی خودشان باقی ماندند و هنوز هم در دستگاه های عالی کشور کسانی هستند که این افکار را دارند و تأیید می کنند.

قبل از پیروزی انقلاب، حضرت امام مطرح شدن مسئله ای غیر از رژیم را صلاح نمی دانستند و نهایت چیزی که انجام دادند، یک چیز کلی بود که نیروهای غیر اسلامی در بین مسلمین نفوذ نکنند، ولی شواهد و فرمایشات خصوصی که از ایشان شنیده شده بود، دالّ بر این بود که اگر اصل مبارزه مطرح نبود و اینکه باید تمام افکار در همین مسیر متمرکز بشود، ایشان خیلی چیزها را می فرمود ند . شواهدی بود که دلالت بر این مطلب می کرد.

یکی از کسانی که به این مسأله توجه پیدا کرده بود، مرحوم حاج آقا مصطفی بود که شدیداً با این حرکت، یعنی رواج افکار شریعتی مخالف بود و مطالبی نقل شده که داعی ندارم نقل بکنم. کسانی که با ایشان ارتباط نزدیک داشتند، هنوز هستند و می شود از این ها سوال کرد که خط و مشی ایشان چه طور بود؟ چگونه برخورد می کرد و چه چیزهایی درباره شریعتی فرموده بود؟ آنچه از خود امام در این زمینه ها نقل شده، دو نکته است که به آن اشاره می کنم :


سندی موجود است که هر شخص بی طرف و بی غرضی اگر دقت کند، آنچه باید بفهمد را خواهد فهمید. آن سند درباره مرگ شریعتی است که عده ای از دانشجویان مقیم اروپا و امریکا مرگ شریعتی را به حضرت امام تسلیت گفته بودند، ایشان با اینکه مقید بودند به هر نامه ی ولو کوچکی جواب بدهند، جواب این را ندادند. بالاخره چند نفر به نمایندگی آنها به سرکردگی دکتر ابراهیم یزدی از امریکا به عراق می روند و 10 تا 12 روز در نجف می مانند و خیلی اصرار که یک جوابی باید به این دانشجویان بدهید و الّا اینها اصلا از انقلاب و اسلام منزجر می شوند و می گویند یعنی چه که ما تسلیت گفتیم و آنها جوابی به ما ندادند؛ اما امام زیر بار نمی رفتند و بالاخره با فشارهای زیادی حاضر شدند چند کلمه ای به عنوان جواب بنویسند. جوابش در اسناد هست، مضمون آن چنین است که «نامه ها و تلگرافاتی که آقایان به مناسبت فقد دکتر علی شریعتی فرستاده بودند، رسید.» بعد هم شروع کرده بودند به نصیحت کردن.

امام آن طور که این ها دلشان می خواست و شهادت، شهادت، می کردند، نفرموده بودند شریعتی شهید شده و نفرمودند که او یک شخص مبارز، متعهد و چنین و چنان بوده و حتی از این که کلمه «مرحوم» را به کار ببرند، خودداری کردند. فقط همین : «به مناسبت فقد دکتر شریعتی...» که «فقد» با این که یک فردی مرگ کاملاً عادی داشته باشد یا یک جایی گم بشود یا به حق یا باطل کشته بشود، با همه چیز سازگار است.این کلمه هیچ دلالتی به این که ایشان تأثّری از این جریان دارند و گمشده و یا ناراحتی دارند، هیچ چیز از این فهمیده نمی شود. ایشان حتی کلمه ی احترام آمیز «مرحوم» که در فرهنگ ما رایج است را نیز به کار نبردند که این موجب تأثّر بعضی ها شده بود و(سید حمید روحانی از اعضای دفتر امام خمینی در نجف و رئیس سابق مرکز اسناد انقلاب بوده است و در حال حاضر رئیس بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر است)

یکی از آقایانی که الآن حیات دارد (آقای سید حمید روحانی) رفته بود نزد امام، گفته بود : خوب بود اقلاً یک کلمه ی مرحومی شما می نوشتید، این که تأییدی نمی شود. ایشان نقل می کند که امام فرمودند: «اگر او را مسلم می دانستم، می نوشتم!» این نقلی است که آقای سید حمید روحانی می کند* و من ایشان (آقای سید حمید روحانی) را آدم راستگویی می دانم. حالا به فرض هم که این نقل قول صحیح نباشد، خود این عبارتِ نامه ی حضرت امام هم نشان می دهد که نظر ایشان چه بوده، چرا که در یک چنین موقعیتی که امام کاملاً باید از این جریان بهره برداری بکند، اگر جایی بود که رژیم متهم بشود و رژیم دستی داشته در این کار، یک اشاره ای باید داشته باشد، اقلاً بگوید مرگ مشکوک و اگر کوچکترین احترامی برای او قایل بودند، باید یک کلمه ی مرحومی به کار ببرند. هر عاقلی از این عبارت می فهمد که نظر حضرت امام چه بوده ولی متأسفانه با جار و جنجال همین را بالاترین تأیید نسبت به شریعتی تلقی کردند و تبلیغات کردند که امام، شریعتی را تأیید کردند. چند نمونه دیگر هم هست که چون نقل شخصی است و سند کتبی ندارد، نقل نمی کنم.

*حجه الاسلام والمسلمین سید حمید روحانی در گفتگو با نویسنده بر صحت نقل و قول آیت الله مصباح از ایشان تاکید کرد .

نقل از حضرت آیت الله مصباح یزدی - منبع : کتاب گفتمان مصباح ص263 - 266





نوع مطلب : انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 6 تیر 1396 06:12
Hello, Neat post. There is an issue along with your site in internet explorer, could check this?
IE nonetheless is the marketplace leader and a good component of other folks will
miss your magnificent writing due to this problem.
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 12:23
Simply want to say your article is as surprising.
The clarity in your post is simply nice and i can assume you're an expert on this subject.
Well with your permission allow me to grab your feed to keep up
to date with forthcoming post. Thanks a million and please carry on the rewarding work.
سه شنبه 22 فروردین 1396 20:58
I'm really enjoying the design and layout of your site.
It's a very easy on the eyes which makes it much more pleasant for me to come here and visit more often. Did you hire out a developer to
create your theme? Excellent work!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : احمد محقق
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد وبلاگ






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :